گفتم شاید ندیدنت اَز خاطرم دورت کنه
دیدم ندیدنت فقط میتونه که کورم کنه
گفتم صداتو نشنوَم شاید که اَز یادم بری
دیدم تو گوشام جُز صدات نیستش صدایِ دیگری
ندیدن و نشنیدنت عشقت را اَز دلم نبرد
فقط دونستم بی تو دل پرپر شد و گم شد و مرد
بعد اَز تو باغِ لحظه های من حتّی یک غنچه گل نداد
همیشه می گفتم با خودم نکنه بمیرم و نَیاد
این روزا محتاجِ تو هستم من نمی گَم دلم می گه
فردا اَگه مُردم نَیایی چه فایده نوش دارو دیگه